|
سیستم های خبره راهی برای زندگی بهتر |
شب شب عاشوراست شب عشق است و وفا می وزد باد میان حرمی می پیچد رایحه سیب بهشت بوی سیب بوی گیسوی حبیب در خیام اصحاب سینه هایی بی تاب همه مشغول دعایند و نماز تا خدا در پرواز در کنار اینان خیمه هاشمیان حرم آل علی خیمه ای نجمه زند شانه به زلف قاسم زیر لب می گوید کنم تا که عمو اذن جهادم بدهد کاش بابایم بود آن طرف می آید نغمه لالایی کودک بی شیرم صبر کن تا دم صبح باز از اشک عمو می نوشی باز با بازی طفلان حرم می جوشی آن طرف در خوابند کودکان دخترکان همگی آسوده همه آرام ز لالائی پر تنتنه ای دم لالائی کیست ؟ این صدای قدم عباس است گرد در گرد حرم می چرخد می وزد باد و صدای تپش بیرق او می آید علمی در دستی تیغ در دست دگر زیر لب ذکر خدا می آید ساعتی اما بعد کودکان بیدارند دختران بی تابند گرچه حتی نرسید است سحر چه شده خواب ز چشمان همه بال زده گوئیا یک نفر از راه خبر آورده خبری پیچیده خیمه ها لرزیده اشک در چشم همه حلقه زده عمه جان کاری کن شیر بر گرد حرم می گردد همه جا تاریک است دشت دشتی پر خوار آسمان تیره و تار جز صدای قدمش زمزه ها خاموش است ناگهان ناله ای آمد که منم زینب تو زانوان عباس پیش بانو لرزید خواست تا روی قدمهای عقیله افتد دستهای خواهر شانه اش بالا رفت گفت یادت مانده ؟ شب قدری که پدر پر می زد ؟ از شکاف در حجره تو را می دیدم دست در دست حسین یاد داری نفس آخر بابایم را کربلا جان تو و جان حسین گفت آری بانو گفت آری به خدا یادم هست گفت عباس شنیدم که امان نامه به دستت دادند کودکان در خیمه ز نفس افتادند گوئیا آوار شد عالم به سرش یکباره عرق چهره سرخش به زمین می ریزد رگ پیشانی او پیدا شد به امیری که علم داده به دستم سوگند من کجا ؟ حرف امان نامه کجا ؟ دشت فردا سرخ است از دم شمشیرم از سفیر تیرم چشم خاتون می نگرد از دم خیمه که چه غوغا سازم رزم را یک طرفه ختم به خیرش سازم من کجا حرف امان نامه کجا ندهم هیچ امانی که نفس تازه کند جان بانو عمری است پیش خود لحظه شماری کردم عقده ام باز کنم بغز دیرینه خود را شکنم از همانانی که همگی جمع شدند همه از خانه خود آوردند پشته های هیزم پشت درب حرم بابایم از همان نامردی که شنید از پس در نفس زهرا را خاطرات تلخی است که شما می گفتید از همانی که در خانه تان آتش زد دود بود و در آتش زده و مادرتان می نالید شعله بالا می رفت سرخ تر میشد میخ ضربه ای را که در از جا افتاد به رخ مادر خورد سینه اش خونین شد پهلویش را بشکست محسنش رفت ز دست گفت حیدر تو نیا جای تو نیست محسنم کشته شده فضه بیا از همانی که طناب زد به دستان علی مادرت دامن بابا بگرفت به کسی گفت نزن از همانی که غلاف زد به بازو آنجا گردنش می شکنم یاس را پرپر کرد من کجا حرف امان نامه کجا باز هم مثل قدیم کوچه ای روضه مادر برپاست مثل فردا اما لحظه ای که حرمش غارت شد دید گوشه ای از دشت چه غوغا شده است نیزه داران جمعند سر راس عباس باز دعوا شده است [ سه شنبه 7 آذر1391 ] [ 14:9 ] [ صابر موسی پور ]
... ای رفیق نیمه راه. مگه قول نداده بودیم باهم کار رو شروع کنیم و تا آخرش باهم باشیم و باهم بازنشسته شیم؟ حالا من تورو با این پای شکسته چیکا کنم؟ چجوری میخوای دیگه با من باشی؟ ای بی معرفت! این رسمش نبود... پیرمرد گاری شو به زحمت کشید. یکی از چرخاش شکسته بود! برچسبها: دلنوشته [ شنبه 11 شهریور1391 ] [ 14:0 ] [ صابر موسی پور ]
قضیه بنیادی دنبالهها: یک خصوصیت قابل توجه perceptron این است که آنها میتوانند دنبالهای از ردهبندی صحیح مثالهای مثبت ومنفی باشند. فرض کنیم: X = X+ ب X- X+ : مجموعهای از مثالهای مثبت X- : مجموعهای از مثالهای منفی گوییم که رشته بیکران S x= X1 , X2 , …, Xk ,… یک رشته متوالی(ترتیبی) برای X است در صورتی که هر Xi یک مثال در X است و هر عنصر از X اغلب به طور نامحدود در Sx رخ میدهد(نمایان میشود). فرض کنیم Wk ضریب وزنی در سطح k دنباله باشد. وزن اولیه میتواند به صورت قراردادی باشد (برای مثال W1=0 ). حال رشته استاندارد حاصله، وزنها را به صورت زیر ارتقا میدهد: بسته به استرادژی مورد نظر ممکن است مقادیر C k همگی یکسان باشند یا ممکن است با k تغییر کنند. قضیه 1)یک بردار حل وزنها برای X وجود داشته باشد, در این صورت رویه رشته استاندارد باید بعد از یک تعداد فرض کنیم یک مجموعه از رشته نمونه X و هر رشته ترتیبی برای آن داریم, اگر Ck یک ثابت مثبت مراحل مشخص یک راهحل پیدا کند به طوری که اگر برای بعضی k0 ها داشته باشیم: WK0 = WK0+1 = WK0+2 = … که WK0 یک راهحل برای X است. بنابراین ما میتوانیم با استفاده از شبکههای عصبی هر چه بیشتر به شبیهسازی انسان توسط کامپیوترها نزدیک شویم به منظور واگذاری کارهای تکراری, وقتگیر و مسائلی که با توجه به پیشرفت بشری دیگر درخور بشر نیست. هوش جمعیفرض کنید شما و گروهی از دوستانتان به دنبال گنج میگردید. هر یک از اعضای گروه یک فلزیاب و یک بیسیم دارد که میتواند مکان و وضعیت کار خود را به همسایگان نزدیک خود اطلاع بدهد. بنابراین شما میدانید آیا همسایگانتان از شما به گنج نزدیکترند یا نه؟ پس اگر همسایهای به گنج نزدیکتر بود شما میتوانید به طرف او حرکت کنید. با چنین کاری شانس شما برای رسیدن به گنج بیشتر میشود و همچنین گنج زودتر از زمانی که شما تنها باشید، پیدا میشود.این یک مثال ساده از رفتار جمعی یا Swarm behavior است که افراد برای رسیدن به یک هدف نهایی همکاری میکنند. این روش مؤثرتر از زمانی است که افراد جداگانه عمل کنند. Swarm را میتوان به صورت مجموعهای سازمان یافته از موجوداتی تعریف کرد که با یکدیگر همکاری میکنند. در کاربردهای محاسباتی Swarm intelligence از موجوداتی مانند مورچهها، زنبورها، موریانهها، دستههای ماهیان و دستهی پرندگان الگو برداری میشود. در این نوع اجتماعات هر یک از موجودات ساختار نستباً سادهای دارند ولی رفتار جمعی آنها بینهایت پیچیده است. برای مثال در کولونی مورچهها هر یک از مورچهها یک کار سادهی مخصوص را انجام میدهد ولی به طور جمعی عمل و رفتار مورچهها، ساختن بهینهی لایه، محافظت ازملکه و نوزادان، تمیز کردن لانه، یافتن بهترین منابع غذایی و بهینهسازی استراتژی حمله را تضمین میکند. رفتار کلی، یک Swarm به صورت غیر خطی از آمیزش رفتارهای تکتک اجتماع بدست میآید. یا به عبارتی یک رابطهی بسیار پیچیده بین رفتار جمعی و رفتار فردی یک اجتماع وجود دارد. رفتار جمعی فقط وابسته به رفتار فردی افراد اجتماع نیست بلکه به چگونگی تعامل میان افراد نیز وابسته است. تعامل بین افراد، تجربهی افراد دربارهی محیط را افزایش میدهد و موجب پیشرفت اجتماع میشود. ساختار اجتماعی Swarm بین افراد مجموعه کانالهای ارتباطی ایجاد میکند که طی آن افراد میتوانند به تبادل تجربههای شخصی بپردازند، مدلسازی محاسباتی Swarmها کاربردهای موفق و بسیاری را در پی داشته است مانند: Function optimization, Finding optimal roots, scheduling, structural optimization, Image and data analysis
کاربردهای زیادی از مطالعهی Swarmهای مختلف وجود دارد. از این دسته میتوان به کولونی مورچهها (Ant Colony) و دستهی پرندگان (Bird Flocks) اشاره نمود.
(Particle Swarm Optimitation(PSO: الگوریتم PSO یک الگوریتم جستجوی اجتماعی است که از روی رفتار اجتماعی دستههای پرندگان مدل شده است. در ابتدا این الگوریتم به منظور کشف الگوهای حاکم بر پرواز همزمان پرندگان و تغییر ناگهانی مسیر آنها و تغییر شکل بهینهی دسته به کار گرفته شد. در PSO، particleها در فضای جستجو جاری میشوند. تغییر مکان particleها در فضای جستجو تحت تأثیر تجربه و دانش خودشان و همسایگانشان است. بنابراین موقعیت دیگر particleهای Swarm روی چگونگی جستجوی یک particle اثر میگذارد. نتیجهی مدلسازی این رفتار اجتماعی فرایند جستجویی است که particleها به سمت نواحی موفق میل میکنند. Particleها در Swarm از یکدیگر میآموزند و بر مبنای دانش بدست آمده به سمت بهترین همسایگان خود میروند.
Particle swarm Optimitation Algorithm: اساس کار PSO بر این اصل استوار است که در هر لحظه هر particle مکان خود را در فضای جستجو با توجه به بهترین مکانی که تاکنون در آن قرار گرفته است و بهترین مکانی که در کل همسایگیاش وجود دارد، تنظیم میکند. فرض کنید میخواهیم زوج مرتب (x,y) را طوری بدست آوریم که تابع F(x,y)=x2+y2، مینیمم شود. ابتدا نقاطی را به صورت تصادفی در فضای جستجو، روی صفحهی x-y انتخاب میکنیم. فرض کنید این Swarm را به 3 همسایگی تقسیم کنیم که در هر همسایگی نقاط موجود با یکدیگر تعامل دارند. در هر همسایگی هر یک از نقاط به سمت بهترین نقطه در آن همسایگی و بهترین مکانی که آن نقطه تاکنون در آن قرار داشته است، حرکت میکند. برای حل یک مسئله چند متغیر بهینهسازی میتوان از چند Swarm استفاده کرد که هر یک از Swarmها کار مخصوصی را انجام میدهند. این همان ایدهای است که Ant colony از آن ریشه میگیرد. از آنجا که دانش Swarm intelligence بسیار جدید است در حال حاضر کاربردهای کمی از آن شناخته شده است. ولی صاحبنظران معتقدند با این رشد روزافزون، Swarm intelligence میتواند نقش مهمی را در علوم مختلف از جمله مهندسی نفت ایفا کند. برچسبها: شبکه های عصبی مصنوعی [ شنبه 11 شهریور1391 ] [ 13:48 ] [ صابر موسی پور ]
انواع یادگیری برای شبکه های عصبی 1.یادگیری با ناظر در یادگیری با ناظر به قانون یاد گیری مجموعه ای از زوجهای داده ها به نام داده های یادگیری (Pi,Ti)={1…1} می دهند که در آن Pi ورودی به شبکه و Ti خروجی مطلوب شبکه برای ورودی Pi است. پس از اعمال ورودی Pi به شبکه عصبی در خروجی شبکه ai با Ti مقایسه شده و سپس خطای یادگیری محاسبه و از آن در جهت تنظیم پارامترهای شبکه استفاده می شود به گونه ای که اگر دفعه بعد به شبکه همان ورودی Pi اعمال شود خروجی شبکه به Ti نزدیکتر می گردد با توجه به این نکته که معلم سیستمی است که بر محیط وقوف دارد ( مثلا می داند که برای ورودی Pi خروجی مطلوب Ti است ).توجه داریم که محیط برای شبکه عصبی مجهول است . در لحظه k بردار ورودی Pi(k) با تابع توضیع احتمال معینی که برای شبکه عصبی نا معلوماست انتخاب و بطور همزمان به شبکه عصبی و معلم اعمال می شود . جواب مطلوب Ti(k) نیز توسط معلم به شبکه عصبی داده می شود . در حقیقت پاسخ مطلوب پاسخ بهینه ای است که شبکه عصبی برای ورودی مفروض باید به آن برسد . پارامترهای شبکه عصبی توسط دو سیگنال ورودی و خطا تنظیم می شود.به این صورت که پس از چند تکرار الگوریتم یادگیری که عموما توسط معادله تفاضلی بیان می شودبه پارامترهایی در فضای پارامترهای شبکه همگرا می شوند که برای آنها خطای یادگیری بسیار کوچک است و عملا شبکه عصبی شبکه عصبی معادل معلم می شود . یا به عبارتی دیگر اطلاعات مربوط به محیط (نگاشت بین TiوPi )که برای معلم روشن است به شبکه عصبی منتقل می شود و پس از این مرحله عملا می توان بجای معلم از شبکه عصبی استفاده کرد تا یادگیری تکمیل شود . 2.یادگیری تشدیدی: یک اشکال یادگیری با ناظر این است که شبکه عصبی ممکن است بدون معلم نتواند مواضع جدیدی را که توسط مجموعه داده های جدید تجربی پوشانده نشده است یاد بگیرد . یادگیری از نوع تشدیدی این محدودیت را برطرف می کند . این نوع یادگیری بطور on-line صورت می گیرد در حالی که یادگیری با ناظر را به دو صورت on-line & off-line می توان انجام داد. در حالت off-line می توان از یک سیستم محاسب با در اختیار داشتن داده های یادگیری استفاده کرد و طراحی شبکه عصبی را به پایان رساند . پس از مرحله طراحی و یادگیری شبکه عصبی به عنوان یک سیستم استاتیکی عمل می کند . اما در یادگیری on-line شبکه عصبی همراه با خود سیستم یادگیر در حال انجام کار است و از این رو مثل یک سیستم دینامیکی عمل می کند . یادگیری از نوع تشدیدی یک یادگیری on-line از یک نگاشت ورودی-خروجی است . این کار از طریق یک پروسه سعی و خطا به صورتی انجام می پذیرد که یک شاخص اجرایی موسوم به سیگنال تشدید ماکزیمم شود و بنابر این الگوریتم نوعی از یادگیری با ناظر است که در آن به جای فراهم نمودن جواب واقعی ، به شبکه عددی که نشانگر میزان عملکرد شبکه است ارایه می شود. این بدین معنی است که اگر شبکه عصبی پارامترهایش را به گونه ای تغییر داد که منجر به یک حالت مساعد شد آنگاه تمایل سیستم یادگیر جهت تولید آن عمل خاص تقویت یا تشدید می شود . در غیر این صورت تمایل شبکه عصبی جهت تولید آن عمل خاص تضعیف می شود . یادگیری تقویتی مثل یادگیری با ناظر نیست و این الگوریتم بیشتر برای سیستمهای کنترلی کاربرد دارد . 3. یادگیری بدون ناظر در یادگیری بدون ناظر یا یادگیری خود سامانده پارامترهای شبکه عصبی تنها توسط پاسخ سیستم اصلاح و تنظیم می شوند . به عبارتی تنها اطلاعات دریافتی از محیط به شبکه را برداغرهای ورودی تشکیل می دهند. و در مقایسه با مورد بالا (یادگیری با ناظر) بردار جواب مطلوب به شبکه اعمال نمی شود . به عبارتی به شبکه عصبی هیچ نمونه ای از تابعی که قرار است بیاموزد داده نمی شود . در عمل می بینیم که یادگیری با ناظر در مورد شبکه هایی که از تعداد زیادی لایه های نرونی تشکیل شده باشند بسیار کند عمل می کند و در این گونه موارد تلفیق یادگیری با ناظر و بدون ناظر پیشنهاد می گردد . زمینهای در مورد perceptron Perceptron های ساده: یک خانواده ساده از شبکههای عصبی مدل perceptron میباشد. در یک دستهبندی تکخروجی، تعداد n ورودی و یک خروجی دارد . با هر ورودی یک ضریب وزنی Wi و با هر خروجی یک مقدار آستانه q مرتبط است. Perceptron به گونه زیر عمل میکند: ورودیهای Perceptron یک بردار ورودی از n مقدار حقیقی است. Perceptron مجموع وزنها را محاسبه میکند a= ه Wi.Xi. این مقدار با مقدار آستانه q مقایسه میشود. اگر این مقدار از مقدار آستانه کوچکتر باشد خروجی 0 است و در غیر این صورت 1 است. قدرت Perceptron به وسیله تنظیم اعداد ورودی، وزن آنها و مقدار آستانه میتوان یک Perceptron برای انجام نسبتا خوب محاسبات گوناگون طراحی کرد. برای مثال توابع منطقی بولین مانند AND ، OR و NOT را میتوان به وسیله Perceptron طراحی کرد و هر مدار منطقی دیگر را به وسیله گیتهای AND و NOT یا AND و OR طراحی کرد. دستههای زیادی از Perceptronها ممکن است خروجیهای دستههای دیگر را به عنوان ورودی خود درخواست کنند. به عنوان مثالی ازPerceptron ها میتوان یک تشخیص دهنده قالب متن را نام برد. حرفA درآرایهای 5*5 بهرمز درمیآید(encode میشود). این متن(حرف) بهوسیله یک Perceptron با 25 ورودی تشخیص داده میشود که در آن وزنها مقادیری برابر با مقادیر عددی داخل آرایه را میگیرند و مقدار آســتانه برابر است با : e-25 =q که در آن 0 < e < 1 . خروجی Perceptron 1 است اگر و فقط اگر ورودی آن از 1 و 1- هایی باشد که عینا در آرایه آمده است.
دنبالههای Perceptron یکی از خصوصیات جالب Perception این است که آنها میتوانند به وسیله مثالهای مثبت و منفی ( صحیح و اشتباه) برای انجام توابع دستهبندی شده مخصوص بارها مرتب شوند. حال به یک مثال ساده از Perceptron با دو ورودیX1 وX2 ، که تشخیص میدهد که کدامیک از دو کلاس، عناصر متعلق به خودش را دارد. ما فرض میکنیم که این Perceptron دو طرح از کارکترهای چاپ شده از یک متن را بررسی کند، خروجی 1 است اگر و فقط اگر کاراکتر رقم 8 باشد. فرض کنیم که X1 بیانگر تعداد حفرههای کاراکتر است و X2 درجه راستی سمت چپ کاراکتر را نشان میدهد. ما با 4 ورودی . اگر ما perceptron را در اول کار با وزنهایی برابر 0 و مقدار آستانه را برابر 10 مقداردهی کنیم یک ردهبندی از همه مثالهای منفی انجام دادهایم. با قرار دادن ردهبندیهای نادرست از 8 ، مقادیر ورودی از مثال 8 با بعضی فاکتورها مثل d جمع میشوند و تولیدات جدید با وزنهای متناظر با ایجاد میشوند. فرض کنیم 1=d پس وزن ورودیها از 0 به 1 و 2 رشد پیدا میکند. حال در اینجا 5 = a به دست میآید که هنوز از مقدار آستانه 10 کوچکتر است. مثال هنوز به ردهبندی صحیحی نرسیده است واین قدم دنباله باید تکرار شود. بعد از دو قدم وزنها برابر 2 و 4 میشوند که مقدار 10 = a را نتیجه میدهد که برابر مقدار آستانه است و مثال مثبت از 8 به طور صحیح دستهبندی شده است. از آنجا که ضرایب وزنی تغییر کرده بودند لازم است که در همه مثالها ردهبندیها بازنشان ( Reset ) شوند. این را میتوان به سادگی دید که مثال B ردهبندی نادرستی است زیرا با وزنهای 2 و 4 داریم 24 = a ولی این حرف مورد نظر ما نیست، چون این مرحله را پیش رفتهایم لازم است که d.1 از W1 و d.2 از W2 کم شود تا ردهبندی نادرستی از B ثابت شود. به هر حال یک ردهبندی از 8 را دوباره بیرون میدهد. بعدها موقع بروز خطا ما وزنها را برای درست کردن
خطاهای ردهبندی اصلاح میکنیم. اگر مثالها دارای خاصیت صحیحی باشند وزنها در
مجموعهای از مقادیری که به درستی روی هر ورودی کار میکنند قرار میگیرند.
برچسبها: شبکه های عصبی مصنوعی [ چهارشنبه 8 شهریور1391 ] [ 8:4 ] [ صابر موسی پور ]
|
|
| [ طراحی : ایران اسکین ] [ Weblog Themes By : iran skin ] |